السيد الخميني
38
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
بابى كه آن وقت متعارف بود . امروز كه مىبينيد كه در مسئلهء قضا همچنين مشكلات بزرگى براى ما حاصل است و براى ملت ما ؛ براى اين است كه خوب قضا در سابق اصلًا دست آقايان نبود . چون نبود ، ديگر بحث قضا نمىشد ؛ كم مىشد . و الآن ما علماى بزرگى داريم كه از قضا اطلاعى ندارند . اطلاعشان در جاهاى ديگر بسيار عالى و خوب است ، اصول را خيلى خوب مىداند ، فقه را ، آن مباحثى كه بوده است خيلى خوب مىدانند ، اما در قضا بايد مراجعه كنند . و اين هم يك مطلبى بوده است كه محتواى حوزهها از آن خالى بوده . و بالاتر از آن ، قضيهء دخالت در امور سياسى ، در امور كشورى است كه يك عيبى شده بود . و الآن هم شايد بعضى اشخاص اين را يك عيبى مىدانند كه فلان ملّا چه كار دارد به اينكه در ايران چه مىگذرد ؛ تو نمازت را بخوان و برگرد منزلت ، دعا بكن ، اين بلا اشكال . اين يك نقشهاى بوده است كه تحميل بر همه ما شده بود ؛ يعنى ، جورى شده بود همه باورمان آمده بود كه آخوند چه به اينكه ببيند كه در امور مسلمين چى مىگذرد . آن امور مسلمينى كه در صدر اسلام با علماى اسلام بوده ، پيغمبر اكرم عالم بزرگ اسلام ، بالاترين شخص اسلام ، حضرت امير - سلام اللَّه عليه - هم همين طور ، آن وقت آن طور بوده است ، و بعد وضع برگشت به اينكه نمىتوانست يك آخوندى ، يك عالمى ، يك مجتهدى اسم سياست را ببرد ، نمىتوانست دخالت در يك امرى بكند . مىگفتند به شما چه ربط دارد ؟ شما بنشين سر جايتان ! به ما چه كه فلان چيز . . . حتى اين آخرى يك قصهاى بود كه يكى از آقايان - خدا رحمتش كند ان شاء اللَّه - بسيار مرد سالم و صحيحى - تقريباً - دانشمندى بود ، لكن او چون باورش آمده بود - و كم مىشد كه از اين باور انسان برگردد ، در يك قضيهاى كه در قم اتفاق افتاده و در همين انقلابات و اينها - كه صحبت در اين بود كه دولت - مثلًا - چه جور ، چه كار مىكند ! حالا اصل قضيه را يادم نيست . آن آقا گفت : به ما چه ربط دارد ؟ ! اصلًا به ما چه ربط دارد كه در امور مسلمين چه مىگذرد ! بر اسلام چه مىگذرد ! الآن هم فرض كنيد كه حجاز ، كه مركز اسلام بوده است و مركز تجهيز همهء قواى اسلامى بوده است ، همين وضع را دارد كه